سيد جلال الدين آشتيانى

356

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

لنا اذا اردنا اظهار شىء لم يكن ، ليلزم تأخر الأعيان العلمية عن الحق في الوجود ، تاخرا زمانيا ، بل علمه تعالى ذاته بذاته ، يستلزم الاعيان من غير تاخرها عنه ، تعالى في الوجود ، فبعين العلم الذاتى يعلم تلك « الحقائق - خ ل » الاعيان ، لا بعلم آخر ، كما توهم من جعل علمه بالعالم ، عين العقل الاول . ش - اعيان ثابته ، ازآن‌جهت كه صور علمى حضرت حقند ، متصف به مجعوليت نيستند ؛ چون اعيان باعتبار ثبوت مفهومى و تقرر علمى ، عارى از ثبوت خارجى و وجود عينىاند ، و جعل جاعل ، بوجود خارجى اشياء تعلق مىگيرد ، كما اينكه صورتهاى كلى و خيالى ، كه قائم بنفس ناطقهء انسانى مىباشند ، متصف به مجعوليت نيستند و جعل بوجود خارجى و تحقق نفس الامرى اختصاص دارد . صور مادامىكه خارجيت پيدا ننمايند ، مخلوق و مجعول نمىشوند . اگر صور علمى ، كه به تعين نفس ناطقه ظاهر گرديده‌اند ، مجعول باشند ، بايد مفاهيمى كه هرگز بوجود خارجى متصف نمىگردند . نظير ممتنعات ، كه بحسب نفس ذات ، فرار از وجود دارند ، مجعول باشند ، و اين خود مستلزم تحقق افراد ماهيت ممتنع الوجود است ، و هر ماهيتى از آن لحاظ كه ماهيت است ، يعنى باعتبار مفهوم صرف ، مستغنى از جعل است . « 1 » جعل ماهيت ، همان وجود خارجى به ماهيت دادن است ، نه آنكه جاعل ، ماهيت را ماهيت نمايد ، اگر ثبوت و تقرر

--> ( 1 ) . هر ماهيتى باعتبار ذات و ثبوت مفهومى و مقام و وجدان ذاتيات خودش خودش است و جميع جهاتى كه خارج از ذات ماهيت است از ماهيت مسلوب است از قبيل وجود و وحدت و تشخص و جاعليت و مجعوليت و غير اين‌ها از معانى به اين اعتبار يعنى اعتبار مفهوم كه ملا صدرا و اتباع او از آن بحمل اولى تعبير نموده‌اند ماهيت متصف به مجعوليت نيست و همين معنى دليل بر مجعوليت وجود است ماهيت در موطن علم « باعتبار نفس مفهوم و ذات » مجعول نيست مگر آنكه اعتبار وجود بشود ماهيت باعتبار حصول در ذهن يعنى بحمل شايع صناعى مخلوق نفس و قائم بنفس است كه از آن تعبير بوجود ذهنى مىنمايند ماهيات باعتبار نفس ذات داخل در هيچ مقوله‌يى نيستند اين معنى در اعيان ثابته نيز جارى است اعيان به اين لحاظ مجعول نيستند باعتبار حمل شايع خاصه علميه‌اند بنا بر اين آيا مفاهيم مىشود ملاك علم حق باشد در حالتى كه متعلق علم حاق و نفس وجودات است اين بحثى است كه در كلام عرفا جارى است و به مشائين هم كه قائل بارتسام صورند همين اشكال وارد مىشود در آخر اين فصل قول عرفا را در علم حق توجيه خواهيم نمود .